جشن
جشن
بین کلمات
خود را می جویم
چند بار دوره شان کنم ؟
-
·
واژه ها
جایی نمی بَرندم
دست ها در جیب
سوت میزنم
کلمات
یتیم و ناتمام
بر دیوار ...
کو صدای مادرشان ؟
سر به زیر
نشسته ام
میان کلمات
-
·
چشم هایم نمی تواند
بخواندشان
ابعاد کلمات فکرم
ریز و ریزتر می شود
خطی از مورچه ها
از کنار پایم
میگذرند
-
·
جستجو بی فایده است
فکر می کنم
سر حرفی که باید به تو می گفتم اش
بلایی آمده
-
·
لبخند می زنم
به کلمات خودم
لبخند می زنند آنها هم به من
-
·
مثل کتاب های نو
در طبقات کتابخانه
میچینم کلمه ها را
کنار هم
-
·
تکراری ترین
واژه ها را هم
دوست میدارم
-
·
می خواهی گریه کنی
بی چرایی
غم انگیز ترین ماجرای شعر اینجاست
-
·
دیدار با سکوت دشت های خفته
و
فریاد
فریاد
فریاد
که کسی صدایم را نمی شنود
-
·
خطی از کلمات
از روی کتف راست
پشت گردن
و بعد
تا روی کتف چپم
می لرزد
-
·
جیغ می کشد کلمه ای
من صدایش را می شنوم
اما به روی خودم نمی آورم
-
·
...
او رفته
من مانده ام
کاش با کلمه ی آخر فریادم
رفته بودم
-
·
نگاهشان کن!
چه لباس های قشنگی پوشیده اند
کلمات
روز تولدم...
از آینده